۱۳۹۰ اردیبهشت ۶, سه‌شنبه

فلسفه آب ریختن پشت سر مسافر




هرمزان در سمت فرمانداري خوزستان انجام وظيفه مي‌كرد. هرمزان كه يكي از فرمانداران جنگ قادسيّه بود. بعد از نبردی در شهر شوشتر و زماني كه هرمزان در نتيجه خيانت يك نفر با وضعی نااميد كننده روبرو شد، نخست در قلعه‌اي پناه گرفت و به ابوموسي اشعري، فرمانده تازيها آگاهي داد كه هر گاه او را امان دهد، خود را تسليم وي خواهد كرد. ابوموسي اشعري نيز موافقت كرد از كشتن او بگذرد و وي را به مدينه نزد عمربن الخطاب بفرستد تا خليفه درباره او تصميم بگيرد. با اين وجود، ابوموسي اشعري دستور داد، تمام 900 نفر سربازان هرمزان را كه در آن قلعه اسير شده بودند، گردن بزنند. 





پس از اينكه تازيها هرمزان را وارد مدينه كردند، ... لباس رسمي هرمزان را كه ردائي از ديباي زربفت بود كه تازيها تا آن زمان به چشم نديده بودند، به او پوشاندند و تاج جواهرنشان او را كه «آذين» نام داشت بر سرش گذاشتند و ويرا به مسجدي كه عمر در آن خفته بود، بردند تا عمر تكليف هرمزان را تعيين سازد. عمر در گوشه‌اي از مسجد خفته و تازيانه‌اي زير سر خود گذاشته بود. هرمزان، پس از ورود به مسجد، نگاهي به اطراف انداخت و پرسش كرد: «پس اميرالمؤمنين كجاست؟» تازيهاي نگهبان به عمر اشاره‌اي كردند و پاسخ دادند: «مگر نمي‌بيني، آن اميرالمؤمنين است.» 

... سپس عمر از خواب برخاست. عمر نخست كمي با هرمزان گفتگو كرد و سپس فرمان داد، او را بكشند. 

هرمزان درخواست كرد، پيش از كشته شدن به او كمي آب آشاميدني بدهند. عمر با درخواست هرمزان موافقت كرد و هنگامي كه ظرف آب را به دست هرمزان دادند، او در آشاميدن آب درنگ كرد. عمر سبب اين كار را پرسش نمود. هرمزان پاسخ داد، بيم دارم، در هنگام نوشيدن آب، مرا بكشند. عمر قول داد تا آن آب را ننوشد، كشته نخواهد شد. پس از اينكه هرمزان از عمر اين قول را گرفت، آب را بر زمين ريخت. عمر نيز ناچار به قول خود وفا كرد و از كشتن او درگذشت. این باعث بوجود آمدن فلسفه ای شد که با ریختن آب بر زمین، یعنی زندگی دوباره به شخصی داده می شود تا مسافر برود و سالم بماند

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

This is stupid but actually quite interesting


This is stupid but actually quite interesting!- This year we're going to 
experience four unusual dates - 1/1/11, 1/11/11, 11/1/11, 11/11/11 and that's 
not all.Take the last two digits of ur year of birth-now add the age you will be 
this year, and the result will be 111 for everyone ! This is the year of Money! 
This year October will have 5 Sundays, 5 Mondays and 5 Saturdays. This happens 
only every 823 years. These particular years are known as 'Moneybags' the 
proverb goes that if you send this to eight good friends, money will appear in 
the next four days as is explained in Chinese feng-shui. Those who don't 
continue the chain, won't receive, its a mystery, but its worth a try. 
Good luck.


 

گیج کننده است ولی واقعا جالبه ! امسال چهار تاریخ غیرمعمول را تجربه می کنیم.  1/1/11-       1/11/11      -11/1/11     -11/11/11    و فقط همین نیست. دورقم آخر سال تولد خود را با سنی که امسال خواهید داشت جمع کنید  و نتیجه 111 برای همه است.  
امسال سال پول است. ماه اکتبر امسال   یکشنبه، 5 دوشنبه 5 شنبه خواهد داشت و این اتفاق فقط هر 823 سال رخ می دهد. این سالها به عنوان کیفهای پول شناخته شده اند.
ضرب المثلی که اگر شما این ایمیل را به 8 نفراز دوستان خوبتان بفرستید، در چهار روز آینده پولی بدستتان می رسد همانطور که  در  feng-shui   چینی توضیح داده می شود. هر کسی که این زنجیره را ادامه ندهد چیزی دریافت نمی  کند. این یک معما است. ولی می ارزد که امتحان کنید. 
موفق باشید.

۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

قمپز



قمپز ( در اصل قپوز) نام توپی است که عثمانی‌ها در سلسله جنگ‌هایی که با ایران داشته‌اند مورد استفاده قرار می‌دادند. این توپ اثر تخریبی نداشت چرا که در آن از گلوله استفاده نمی‌شد و فقط از باروت و پارچه‌های کهنه که با فشار درون لوله توپ جای می‌دادند تشکیل شده بود. هدف از استفاده آن ایجاد رعب و وحشت در بین سپاهیان و ستوران بوده است.  در جنگ‌های اولیه بین ایران و عثمانی، این توپ نقش اساسی در تضعیف روحیه سربازان ایرانی داشت ولی بعدها که دست آنها رو شد، دیگر فاقد اثر اولیه بود و هر گاه صدای دلخراش این توپ به صدا در می‌آمد، سپاهیان می‌گفتند: نترسید، قمپز در کردند.

ببینم شما هم تا حالا قمپز در کرده‌اید؟