۱۳۸۹ بهمن ۲۹, جمعه

سؤالاتی چند درارتباط با عملكرد نظم اداری بهائی

من درمورد ترویج یك امربهائی دموكراتیك چگونه باید بیندیشم؟

بیت العدل اعظم ـــ دارالانشاء؛ 13 اگست 2000؛ خطاب به كلیهء محافل روحانیهء ملیه.

دوستان عزیزبهائی، اخیراً بیت العدل اعظم دستورفرمودندجوابی به یكی ازاحباء كه سؤالاتی چنددرارتباط با عملكرد نظم اداری بهائی مطرح كرده بودند ارسال داریم. نظر معهداعلی براینست كه این جواب ممكن است موردعلاقه وتوجه سایریاران ونیزمحافل روحانیهء ملیه باشد كه سؤالات مشابهی دراین زمینه دارند.
لهذا نسخه ای ازاین مكتوب همراه با ضمیمهء آن برای هریك ازمحافل روحانیهء ملیه ارسال می گردد. ضمیمهء آن یك نسخه ازدستخط بیت العدل اعظم خطاب به محفل روحانی ملی بهائیان نیوزیلند مورخ 31 می 1988 است. اگرچه نسخه ای ازاین دستخط درهمان زمان برای تعدادی ازمحافل ملیه ارسال گردید، بیت العدل اعظم احساس می كنند كه دریافت آن توسط جمیع محافل ملیه مفید خواهد بود.
شما مختارید مفاد این دومكتوب را به طریق مقتضی به اطلاع احبای تحت اشراف خودبرسانید. با تحیات محبت آمیز بهائی ـــ دارالانشاء


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

18 جولای 2000، دوست عزیز بهائی، بیت العدل اعظم مكتوب مورخ 31 می 2000 شما را دریافت ومقرر فرمودند پاسخ زیر برای شما ارسال شود.

به این سؤال كه،" من درمورد ترویج یك امربهائی دموكراتیك چگونه باید بیندیشم؟"، دوجواب ساده ومفصّل می توان داد وبه نظر بیت العدل اعظم مطلوب آن است كه ازهردو نقطه نظر به این موضوع پرداخته شود.

اول، شما به عنوان یك فردبهائی كه چند دهه خدمات برجسته وعالی به جامعهء بهائی تقدیم نموده اید كاملاً درك می كنید كه نظم اداری بهائی جزء لاینفك دور مبارك حضرت بهاءالله است، ونظامی الهی است كه بنا به توضیح هیكل اطهر حضرت ولی امرالله درتوقیع منیع دوربهائی، " دارای مزایا وعناصری است كه در سه حكومت عرفی مذكور نیز موجود ولیكن به هیچ وجه مطابق هیچ یك از حكومات نبوده، ازعیوب اصلیه وفطریهء آنان عاری ومبرّا است. این نظم اداری بهائی حقایق سلیمه ای را كه بدون شك درهریك ازانظمهء مذكور موجود است به یكدیگر التیام وارتباط می دهد بدون آنكه حقایق خدادادی را كه آن نظم جهان آرا مبتنی برآن است ضایع ومهمل سازد واین امری است كه هرگز انظمهء فانیهء بشری به اجرای آن موفق نگشته است"(دوربهائی،ص91).

وظیفهء مستمر ودائمی بهائیان ازدیاد میزان درك وفهم خود از اصولی است كه نظم اداری بر مبنای آن تأسیس می گردد، وهمچنین ارتقاء میزان وفاداری خویش كه با توجه به آن تحقق واجرای این اصول دراعمال واقدامات خودمی پردازند. مسلماً دراین برهه ازترقی وتقدم امر مبارك یكی ازضروریات اساسی عبارت از تكامل مؤسسات ملی ومحلی بهائی است. لهذا چنانچه مقصود از "ترویج امربهائی دموكراتیك" تزاید هرچه بیشتر مشاركت مسؤولانهء فردفرد اعضاء جامعه در امور مربوط به آن باشد، امری سزاوار تحسین وشایستهء تمجید بسیار است وباید از جمله مساعی مستمر تشكیلات بهائی باشد.

این جواب ساده بود. اما اگر مقصود چنان باشد كه نظم اداری بهائی باید آنچنان تغییر یابد كه با مفاهیم جاریهء دموكراسی سیاسی انطباق نزدیك تری پیدا كند، یك سری مسائل پیچیده ایجاد خواهد گردید. حضرت ولی امرالله درتوقیع دوربهائی شواهدی از "كیفیت غیرمستبدهء نظم بدیع بهائی(پاورقی ــ درمتن انگلیسی توقیع مبارك " نظم اداری بهائی" آمده است. مترجم) و مشابهت آن به ترتیبات ذیمقراطی درادارهء امور(دوربهائی،ص94) را فهرست وار ذكر می فرمایند، اما این موضوع ارائهء پیشنهاد برای ایجاد تغییروتحول در نظامی را كه در آثار مباركهء حضرت بهاءالله وحضرت عبدالبهاء وتبیینات حضرت ولی امرالله تأسیس وتثبیت گردیده است، توجیه نمی نماید. چنین تلاشی، اعم از این كه به عنوان "ترویج امربهائی دموكراتیك" توصیف شود یا نشود، با تعالیم صریحهء امر مبارك مباینت دارد. توجه به سؤالات صریحهء مختلفه ای كه درنامهء شما مطرح شده است به توضیح این وجه تمایز كمك می كند.

در بند دوم مكتوب اظهار داشته اید كه درك می كنید نظم جهانی بهائی "حداقل هشتاد درصد یك نظم دینی ـــ اشرافی" است. از آنجا كه نظم حضرت بهاءالله جزء لاینفك ظهورالهی است كه آن حضرت به عنوان مظهرظهورالهی به ما عنایت فرموده اند، شخص می تواند بگوید كه این نظم ضرورتاً یك نظام دینی است. اما از این نظركه كاملاً عاری ازهرنوع حرفهء روحانیت وكشیشی می باشد، ازآن لحاظ كه این اصطلاح به طور كلی استفاده واستنباط می شود، ابداً  "نظام دینی" نیست.

همچنین كیفیت نظام اشرافی (حكومت نفوذ اصلح) آنچنان كه درامرمبارك مطرح است، با استنباط عامّه ازاین اصطلاح تباین تام دارد. آحاد مؤمنین فارغ ازمبارزات انتخاباتی یافشارهای خارجی مانند آنچه كه ازنفوذ وسلطهء اقتصادی یا فریبكاری های مطبوعاتی اعمال می گردد، به انتخاب نفوسی كه ازنظرآنها مناسب ترین واصلح نفوس می باشند، جهت عضویت مؤسسات اداری خودمی پردازند. بعد، نفوس منتخبه درمقابل ذات حق ووجدان خویش مسؤولند، نه درمقابل نفوسی كه آنها را برگزیده اند. بی تردید شما با بیانات حضرت ولی امرالله درBahai Administration درخصوص خصائل ومسؤولیت های اعضاء محافل آشنائی دارید كه می فرمایند: "اهمیت وظائف نفوسی كه یاران در نهایت حریت ووجداناً به عنوان نمایندگان خود انتخاب كرده اند، كمتر از وظائف نفوسی كه انتخاب شده اند نیست.

وظیفهء آنها امر ونهی كردن نیست، بلكه مشورت كردن است؛ ومشورت نه تنها درمیان خودآنها، بلكه حتّی المقدورباید با یارانی صورت گیرد كه ایشان نمایندگی آنها را به عهده گرفته اند. آنها نباید خود را جز عناصر منتخبی برای عرضهء مؤثرترومتشخص تر امرالهی تلقّی نمایند. آنها هرگز نباید تصوّر نمایند كه زینت اساسی واصلی هیكل امرالله هستند وبالطّبع ازلحاظ استعداد و استحقاق برسایرین تفوّق دارند وتنها مروّجین تعالیم واصولش می باشند، ایشان باید دركمال خضوع وخشوع وبذل مساعی وسعهء صدر، مدّ نظر قراردادن احساسات عالیهء انصاف ووظیفه شناسی، صراحت وصداقت، تواضع وفروتنی، توجه تام به رفاه وعلائق یاران ومصالح امرالله وعالم بشری به ایفای وظایف پردازند تا نه تنها اطمینان وحمایت خالصانه واحترام نفوسی را كه به خدمتشان قیام كرده اندجلب كنند، بلكه تكریم ومحبت حقیقی آنها رانیز كسب نمایند.

آنها باید همیشه ازروحیهء انحصارطلبی وجوّ پنهان كاری اجتناب نمایند وخودرا از خصلت تحكّم وامر ونهی فارغ وآزاد سازند وافكاروآراء خویش را از جمیع اقسام تعصب وحبّ وبغض بالمرّه منزّه ومطهّرسازند. آنها باید درحدّ حسن تدبیر وقوّهء تشخیص خردمندانهء خود، مسائل ونگرانی های خودرا با آنان درمیان گذارند وآراء هدایات آنها را طالب گردند وزمانی كه می خواهند تصمیمی اتخاذ نمایند، باید بعد از مشاورات بی طرفانه، مشتاقانه وصمیمانه، به ذات الوهیت توجّه كرده به دعا بپردازند ودرنهایت صداقت، با عزم راسخ وشهامت كامل به اِبدای رأی اقدام كنند وتابع اكثریت آراء شوند كه به فرمودهء حضرت مولی الوری همان ندای حق وارادهء حق است، هرگز نباید با آن مبارزه كرد وهمواره باید آن را با تمام وجود تقویت وتنفیذ نمود. یاران باید با صمیمیت كامل ومیل تمام به این تصمیم عامل شوند وآن را تنها وسیلهء تضمین صیانت وتقدّم امرالله تلقی كنند".(ترجمه

۱۳۸۹ بهمن ۱۶, شنبه

ولنتاین یا سپندارمذگان


سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

وانچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد


   تنها مدت کمی به اواخر بهمن ماه و اواسط ماه فوریه باقی مانده که روز عشق فرنگی (ولنتاین) و روز عشق ایران باستان (سپندارمذگان) به فاصله ی چهار روز از هم قرار دارند

بیست و پنج بهمن ماه (ولنتاین) را به عشقمان تبریک بگوییم یا ۲۹ بهمن ماه (سپندارمذگان) را؟



مرغ همسایه دوباره هیبت غاز به خود گرفته است

     چند سالی است که ۲۵ بهمن (۱۴ فوریه) روز ولنتاین و خرید گل و عروسک ، شکلات و … در کشورمان باب شده است . اکثر جوان ها بدون اطلاع از اینکه اصلا این ولنتاین خوردنی یا پوشیدنی است، فقط می دانند که در این روز باید برای کسانی که دوست دارند هدیه بخرند.

ولنتاین چیست؟

      در قرن سوم میلادی که مطابق می شود با اوایل امپراطوری ساسانی در ایران، در روم باستان فرمانروایی بوده است به نام کلودیوس دوم . کلودیوس ، عقاید عجیبی داشت، از جمله اینکه سربازی خوب خواهد جنگید که مجرد باشد؛ از این رو ازدواج را برای سربازان امپراطوری روم قدغن می کند. کلودیوس به قدری بی رحم و فرمانش به اندازه ای قاطع بود که هیچ کس جرات کمک به ازدواج سربازان نداشت. اما کشیشی به نام والنتیوس (ولنتاین)، مخفیانه عقد سربازان رومی را با دختران محبوبشان جاری می کرد. کلودیوس دوم از این جریان خبر دار می شود و دستور می دهد که ولنتاین را به زندان بیاندازند. سرانجام کشیش به جرم جاری کردن عقد عشاق با قلبی عاشق اعدام می شود. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می دانند و از آن زمان نهاد و سمبلی می شود برای عشق.

    اما متاسفانه و با کمال تعجب، ایرانیان ِ امروز، با بیش از چهارهزارو پانصد سال تمدن، برگزاری جشنها و مناسبتهای بیگانه را نشانه ی تمدن و فخر می دانند! همه اسم "ولنتاین" را شنیده اند و مراسم آن را مانند سایر بیگانگان بجا می آورند، ولی تا به حال اسم "سپندارمذگان" به گوششان هم نخورده است .

"سپندارمذگان  " چیست؟

     در ایران باستان، نه چون رومیان از سه قرن پس از میلاد، که از بیست قرن پیش از میلاد، یعنی حدودا دوهزار سال پیش از تولد ولنتاین، میان آریائیان روزی موسوم به روز عشق (سپندارمذگان یا اسفندارمذگان) بوده است. این روز در تقویم زرتشتی مصادف است با پنجم اسفند ماه و در تقویم جدید ایرانی، که شش ماه اول سال سی و یک روز حساب میشود، شش روز به جلو آمده و دقیقا مصادف میشود با ۲۹ بهمن، یعنی چهار روز پس از روز ولنتاین فرنگی. زرتشیان جشن سپندارمذ (سپندارمذگان – روز زن و روز زمین) را هرساله در پنجم اسفند ماه برگزار میکنند.

     در ایران باستان هر ماه را سی روز حساب می‌‌کردند و علاوه بر اینکه ماه ها اسم داشتند، هریک از روزهای ماه نیز یک نام داشتند. به‌عنوان مثال روز اول «روز اهورامزدا»، روز دوم، روز بهمن (سلامت، اندیشه) که نخستین صفت خداوند است، روز سوم اردیبهشت یعنی «بهترین راستی و پاکی» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم شهریور یعنی «شاهی و فرمانروایی آرمانی» که خاص خداوند است و روز پنجم «سپندارمذ» بوده است.

     " سپندارمذ " لقب ملی زمین است. یعنی گستراننده، مقدس، فروتن. زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می‌‌ورزد. زشت و زیبا را به یک چشم می‌‌نگرد و همه را چون مادری در دامان پر مهر خود امان می‌‌دهد. به همین دلیل در فرهنگ ایران باستان "سپندارمذ" را به‌عنوان نماد عشق می‌‌پنداشتند. پسوند "گان" هم به معنی "جشن" است، و در نتیجه "سپندارمذگان" به معنی "جشن سپندارمذ" (جشن روز زن و زمین) است.

     در هر ماه، یک بار، نام روز و ماه یکی می‌‌شده است که در همان روز که نامش با نام ماه مقارن می‌‌شد، جشنی ترتیب می‌‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلاً شانزدهمین روز هر ماه "مهر" نام داشت که در ماه مهر، «مهرگان» لقب می‌‌گرفت. همین طور روز پنجم هر ماه "سپندارمذ" یا "اسفندارمذ" نام داشت که در ماه دوازدهم سال که آن هم "اسفندارمذ" نام داشت، جشنی با همین عنوان می‌‌گرفتند.

     "سپندارمذگان " جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می‌‌کردند. در این روز زنان به شوهران خود با محبت هدیه می‌‌دادند. مردان نیز زنان و دختران را بر تخت شاهی نشانده، به آنها هدیه داده و از آنها اطاعت می‌‌کردند. جشن "سپندارمذگان" یا "اسفندگان"، روز گرامیداشت زنان در ایران باستان بوده است.


       در باور ایرانى مرد داراى قدرت مردانگى و تفکر و خردورزى بیشترى است، در برابر آن زن نیز داراى مهر ورزى، عشق پاک، پاکدامنى و از خودگذشتگى فراوان ترى است که هر یک از این دو به تنهایى راه به جایى نبرده و حتى روند پویایى گیتى را هم به ایستایى مى کشانند. اگر مردان بدنه هواپیماى خوشبختى اند، زنان موتور آن اند که پیکره بى موتور و موتور بى بدنه هیچ کدام به تنهایى به اوج سعادت نمى رسند بلکه ذره اى حرکت و جنبش هم برایشان ناممکن است. اشوزرتشت خوشبختى بشر را وابسته به میزان دانش و خرد انسان مى داند نه جنسیت و قومیت و رنگ و نژاد و از دیدگاه وى همه انسان ها _ همهزنان و مردان _ داراى حقوق برابرند. او دختران را در گزینش همسر آزاد شمرده و عشق پاک و دانش نیک را دو معیار اصلى مى داند و خوشبختى همسران جوان را در زندگى زناشویى در این مى داند که هر یک بکوشند تا در راستى از دیگرى پیشى جویند.

      ملت ایران از جمله ملت هایی است که زندگی اش با جشن و شادمانی پیوند فراوانی داشته است، به مناسبت های گوناگون جشن می‌‌گرفتند و با سرور و شادمانی روزگار می‌‌گذرانده اند. این جشن ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگی، خلق و خوی، فلسفه حیات و کلاً جهان‌بینی ایرانیان باستان است.



شاید هنوز دیر نشده باشد که روز عشق را از 25 بهمن (ولنتاین) به 29 بهمن (سپندارمذگان ایرانیان باستان) منتقل کنیم

۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه

مادر یعنی ...



دنیا هرگز این مادر را فراموش نمی کند

       وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند. زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود. ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. 

       چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است . وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه – چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد:

عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.
      
       من که نمی دانم باید چی بگم فقط می گم مادر دوستت دارم